تبليغاتX
ღ زمزمه های دل تنگی ღ

ღ زمزمه های دل تنگی ღ

~ChE bItAbAnEh MiKhAhAmAt Ey DoOriAt AzMoOnE tAlKhE zEnDeH BE gOoRi...~

 

 تاب می خورم


 تاب می خورم

 
 می روم به سوی مهر

 می روم به سوی ماه


در کجا به دست کیست

 
بند گاهواره ام ؟


برگهای زرد


 برگهای زرد


 روی راهی از ازل کشیده تا ابد

مثل چشم های منتظر نگاه میکنند


 در نگاهشان چگونه بنگرم

چگونه ننگرم ؟


از میانشان چگونه بگذرم

 چگونه نگذرم ؟


بسته راه چاره ام


 از درون اینه


 چهرهای شکسته خسته


 بانگ می زند که

 
وقت رفتن است

 
 چهره ای شکسته خسته


 از برون جواب می دهد

 
نوبت من است؟

من در انتظار یک شایاره ام


 حرفهای خویش را


 از تمام مردم جهان نهفته ام

 با درخت و چاه و چشمه هم نگفته ام

 
مثل قصه شنیده آه


نشنود کسی دوباره ام


ای که بعد من درون گاهواره ات

 
سالهای سال

می روی به سوی مهر

می روی به سوی ماه


یک درنگ

 
یک نگاه

 
روی راهی از ازل کشیده تا ابد


 در میان برگهای زرد


می تپد به یاد تو هنوز

قلب پاره پاره ام

.......

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت16:35توسط پیک بهار | |

 

دل داده ام بر باد ، بر هر چه باداباد


مجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد


ای عشق از آتش اصل و نسب داری


از تیره ی دودی ، از دودمان باد


آب از تو توفان شد ، خاک از تو خاکستر


از بوی تو آتش ، در جان باد افتاد


هر قصر بی شیرین ، چون بیستون ویران


هر کوه بی فرهاد ، کاهی به دست باد


هفتاد پشت ما از نسل غم بودند


ارث پدر ما را ، اندوه مادرزاد


از خاک ما در باد ، بوی تو می آید


تنها تو می مانی ، ما می رویم از یاد

......................................................

این آخرین حرفم بود

کاش می شد حرف آخرو....

برای همیشه

+نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت10:37توسط پیک بهار | |


به پای چوبی من تبر زده نگاه تو
من نمیتونم برم اما تو هی میگی برو
آخه من کجا برم هر جا برم بازم تویی
پیش پای لنگ من یکه وتنها میدوی
تو و فاصله با هم یکی شدید
منو پاهام به رسیدن ناامید
کاش میشد میرسیدم تا بدونم تو و فاصله بهم چیا میگید


من به تو نمیرسم ای همه ي خوبی من
تو نه دور میشی نه نزدیک به پای چوبی من
به پای چوبی من تبر زده نگاه تو
من نمیتونم برم اما تو هی میگی برو
تو و فاصله با هم یکی شدید
منو پاهام به رسیدن ناامید
کاش میشد میرسیدم تا بدونم تو و فاصله بهم چیا میگید

به صدای من کمی گوش بده
دل به این خسته ی خاموش بده
ببین از چی میخونم برای تو
ای همه هستی من فدای تو

توتو و فاصله با هم یکی شدید
منو پاهام به رسیدن ناامید
کاش میشد میرسیدم تا بدونم تو و فاصله بهم چیا میگید....

 فاصله "محسن چاووشی

.............................................................................................

دست از سر ما بردار کنار تو نمی مونم
یه روز میگفتم عاشقتم اما دیگه نمیتونم
تقصیر هیچکس دیگه نیست قصه ی ما تموم شده
حیفه همه خاطره هام به پای کی حروم شده

دروغ میگفتی که برم از بی کسی دق میکنی
اشکاتوور ندارم بیخودی هق هق میکنی با
دروغ میگفتی که برم از بی کسی دق میکنی
اشکاتو باور ندارم بیخودی هق هق میکنی

یادم میفته لحظه ای که دست تو رو شد برام
قسم میخوردی پیش من که جز تو عشقی نمیخوام
دست خودم نیست که دیگه هیچکسو باور ندارم
این چیزا تقصیره توئه تلافیشو در میارم


دروغ میگفتی که برم از بی کسی دق میکنی
اشکاتوور ندارم بیخودی هق هق میکنی با
دروغ میگفتی که برم از بی کسی دق میکنی
اشکاتو باور ندارم بیخودی هق هق میکنی

دست از سر ما بردار کنار تو نمی مونم
یه روز میگفتم عاشقتم اما دیگه نمیتونم
تقصیر هیچکس دیگه نیست قصه ی ما تموم شده
حیفه همه خاطره هام به پای کی حروم شده



دروغ میگفتی که برم از بی کسی دق میکنی
اشکاتوور ندارم بیخودی هق هق میکنی با
دروغ میگفتی که برم از بی کسی دق میکنی
اشکاتو باور ندارم بیخودی هق هق میکنی

هق هق "محسن چاووشی

.................................................................

چی بگم از کجا بگم ؟ دردمو با کیا بگم؟
بهتره که دم نزنم حرفی از عشقم نزنم
از عشقی که گم شد و رفت
عاشق مردم شد و رفت
عشقی که بی فروغ نبود برای من دروغ نبود
بغض نشسته تو گلوم وقتی نشستی روبروم
من از خودم چرا بگم باید از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو دست می دم به دست تو
دل از زمونه می کنم حرف دلم رو می زنم
چه حالتی داره چشات نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه
وقتی نشستی رو به من از عاشقی بگو به من
بزار چشات دل ببره اینطوری باشه بهتره
چشات اگه پس نزنن چشمای سر سپردمو
می شه فراموش کنم خاطره های مردمو

چی بگم از کجا بگم ؟ دردمو با کیا بگم؟
بهتره که دم نزنم حرفی از عشقم نزنم
از عشقی که گم شد و رفت
عاشق مردم شد و رفت
عشقی که بی فروغ نبود برای من دروغ نبود
بغض نشسته تو گلوم وقتی نشستی روبروم
من از خودم چرا بگم باید از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو دست می دم به دست تو
دل از زمونه می کنم حرف دلم رو می زنم
چه حالتی داره چشات نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه

چه حالتی داره چشات نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه

چه حالتی داره چشات نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه

چه حالتی داره چشات نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه

 

نرگس بیمار"محسن چاووشی

................................................................

تازه ترین زخم دلم قصّۀ رفتن تو ِ
این روزا هرجا که میرم حرف شکستن تو ِ
مثل یه آیینه سوت و کور شکستی و رها شدم
تبر شدم شکستنت اگر چه بی خدا شدم
حیف روزای رفته که به خاطرش خطر کنم
حیف روزای مونده که قرار بی تو سر کنم
خدا کنه تموم بشه قصّۀ تلخ رفتنت
بیایی و از یادم بر ِ روزایی که شکستنت

تو سهم من نبودی و به قصّه ها سپردمت
ولی به عشقمون قسم که تا خدا می بردمت
تو سهم من نبودی و به قصّه ها سپردمت
ولی به عشقمون قسم که تا خدا می بردمت

تازه ترین زخم دلم قصّۀ رفتن تو ِ
این روزا هرجا که میرم حرف شکستن تو ِ
مثل یه آیینه سوت و کور شکستی و رها شدم
تبر شدم شکستنت اگر چه بی خدا شدم
حیف روزای رفته که به خاطرش خطر کنم
حیف روزای مونده که قرار بی تو سر کنم
خدا کنه تموم بشه قصّۀ تلخ رفتنت
بیایی و از یادم بر ِ روزایی که شکستنت

تو سهم من نبودی و به قصّه ها سپردمت
ولی به عشقمون قسم که تا خدا می بردمت
تو سهم من نبودی و به قصّه ها سپردمت
ولی به عشقمون قسم که تا خدا می بردمت

 

تبر: محسن چاووشی

................................................................

 

 

 

+نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت17:4توسط پیک بهار | |

 

ای چشم ز گریه سرخ خواب از تو گریخت

ای جان به لب آمده از تو گریخت


با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت

با شب بنشین که آفتاب از تو گریخت

***

خیلی خستم

باپای شکسته پیمودن راه میسر نیست

***

امروز را به باد سپردم


امشب کنار پنجره بیدار مانده ام


دانم که بامداد


امروز دیگری را با خود می آورد


تا من دوباره آن را


بسپارمش به باد

 

سر خود را مزن اینگونه به سنگ


دل دیوانه تنها دل تنگ


منشین در پس این بهت گران

 

مدران جامه جان را مدران


مکن ای خسته درین بغض درنگ


دل دیوانه تنها دلتنگ


پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکی است


قیل و قال زغن و بانگ شباهنگ یکی است


دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین


سینه را ساختی از عشقش سرشارترین


آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین


چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین


نه همین سردی و بیگانگی از حد گذراند

نه همین در غمت اینگونه نشاند


با تو چون دشمن دارد سر جنگ


دل دیوانه تنها دل تنگ


ناله از درد مکن


آتشی را که در آن زیسته ای سرد مکن


با غمش باز بمان


سرخ رو باش ازین عشق و سرافراز بمان


راه عشق است که همواره شود از خون رنگ


دل دیوانه تنها دل تنگ


 

+نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت1:58توسط پیک بهار | |

 

 کاش می دیدم چیست


آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است


آه وقتی که تو لبخند نگاهت را


می تابانی


بال مژگان بلندت را


 می خوابانی


آه وقتی که توچشمانت


آن جام لبالب از جاندارو را


 سوی این تشنه جان سوخته

می گردانی


 موج موسیقی عشق


از دلم می گذرد


روح گلرنگ شراب


در تنم می گردد


 دست ویرانگر شوق


پرپرم می کند ای غنچه رنگین پر پر


من در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد


برگ خشکیده ایمان را


 در پنجه باد


رقص شیطانی خواهش را


 در آتش سبز


نور پنهانی بخشش را


 در چشمه مهر


اهتزاز ابدیت را می بینم


 بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست


اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست


کاش می گفتی چیست


آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت0:37توسط پیک بهار | |